نام انجمن «مدیریت دانش» نظرم را جلب کرد. ظاهراً عبارت مدیریت دانش در
مقابل Knowledge management نهاده شده که یک غلط مصطلح بین عوام است و
انتظار میرود که یک سایت تخصصی از عبارات و کلمات صحیح استفاده نماید.
معنی صحیح عبارت فوق «مدیریت دانسته ها» یا «مدیریت دانایی» است. توجه
نمایید:
1- مدیریت دانش ترجمة Science Management میباشد. دانش یا علم (معادل
Science) مفهومی عام و به معنی «مجموعه آگاهی های بشری» است. دانش یک
ویژگی اساسی دارد که «قابل انتقال بودن آن از طریق تعلیم وآموزش» میباشد.
2- مدیریت دانایی یا دانسته ها ترجمه Knowledge Management است. این کلمه
«Knowledge» دو تفاوت اساسی با Science دارد. اول اینکه به آگاهی یا
دانسته های یک نفر اشاره میکند نه همة انسانها و دوم آنکه کاربردی بودن
آگاهی مورد نظر مهم است. یعنی KM به داشتن انباره بزرگی از دانش
غیرکاربردی علاقه ای ندارد بلکه حجم کوچکی از دانسته ها را به شرط آنکه
توانایی استفاده از آن را داشته باشیم و قابلیت کاربردی بودن محرز باشد،
مهم و «دارای ارزش» میداند.
3- از نظر KM فرد «دانا» با فرد «دانشمند» متفاوت است. دانشمند دانش خود
را از آموختن از دیگران (تحصیل) یا از خودش (تحقیق) بدست آورده و میتواند
به دیگران نیز منتقل کند. اما مهم نیست که دانایی را چگونه بدست آورده
باشیم و حتی ممکن است نتوانیم آن را به دیگران بیاموزیم، ولی میتوانیم از
آن بخوبی بهره بگیریم و استفاده کنیم. همچنین دانشمند ممکن است خیلی چیزها
بداند بدون آنکه التزامی به کاربرد آنها داشته باشد، اما دانا میداند که
آنچه را میداند چگونه بکار بگیرد. این ویژگی و تمایز دانایی از دانش ما را
به نتیجه بعدی میرساند ...
4- ... منشاء دانایی میتواند تجربه ای (عملی یا شهودی) باشد که غیرقابل
آموزش و انتقال است ولی وجود دارد و ارزشمند است. بقول حضرت علی (ع): آنچه
از علم بالاتر است تجربه است. و علت این عبارت حضرت آنست که تجربه به
کارمان میآید ولی ممکن است دانش خود را بکار نبندیم. .... اغلب سگاریها
بهتر از دیگران مضرات سیگار را میدانند ولی باز هم سیگار میکشند!!!
5- برگردیم به ابتدای سخن. مدیریت دانش ربطی به سازمانها ندارد و موضوعاتی
مانند کسب، ذخیره، طبقه بندی و بازیابی دانش و محفوظات بشری میپردازد. اگر
یک انسان دانشی را بیاموزد (به مجموعه دانسته های خود بیافزاید) و آن را
برای منظور خاصی بکار اندازد، صاحب دانایی شده و دانش را به دانایی تبدیل
نموده است. اما مدیریت دانایی مفهومی در سازمانهاست که به معنی یادگیری از
تجارب گذشته سازمان و بکارگیری نتایج آن در مواجهه با شرایط جدید است. در
این مسیر تلاش میشود دانسته ها مورد تحلیل قرار گیرند و از آنها دانشی
استخراج شود که قابل انتقال به دیگران هم باشد. از مسیر این فرایند تحلیلی
، دانسته ها و دانایی های فردی به دانش کل نژاد بشر تبدیل میشود. بدین
ترتیب دانسته ها و دانایی قابل تبدیل به دانش هستند.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 12:50  توسط محمد یزدانی
|
بسياری از مديران هنگامی که در برابر ابزارهای بهبود
عملکرد قرار می گيرند شبيه بچه ها در شيريني فروشی عمل می کنند آنها آنقدر
استفاده میکنند تا مريض شوند
2-برنامه ريزي بهترين سلاح برای جلوگيري از اشتباه در سازمان است. برنامه ريزي سرمايه گذاری در آينده سازمان است
3-امروز فقط
يك تركيب برتراز ابزارهای بهبود برای سازمان شما وجود دارد. بدون در نظر
گرفتن همه انتخابها هرگز تركيب صحيح را پيدا نخواهيد کرد
4-پرداختن بيشتر به برنامه ريزي صرفه جوی بيشتر را به همراه دارد
5-بسياري از مبارزات بخاطر برنامه ريزي ضعيف شکست خورده اند تا اجرای ضعيف .
6-تفاوت زيادي
بين دادها و حقايق وجود دارد .تمام حقايق دادها هستند اما همه دادها حقيقت
نيستند .زمانی که در تدارک وروديها هستيد مطمئن شويد که می دانيد اين
ورودی ها داده های واقعی هستند يا داده های اطلاعاتی .
7.اين گفته قديمي را به خاطر بياورد که (انچه اندازه گيري شده است بدست آمده است)
8-شما ايده هاي خوبی دارید !من ايده هاي خوبی دارم.ما با هم ايده هاي بزرگی داريم.
9-صندوق پيشنهادات پر پولی است به شکل کاغذ ياداشت های کوچک.
10-اکثر افراد کمتر از يك درصد ايده ها را توليد ميكنند انها توانای خلق ايدها را دارند.
غدغه
بسياري از دوستان كنترل پروژه كار وزن دادن به فعاليتهاي پروژه است.!!!
معمولا بسياري از افراد از معيار هزينه بعنوان وزن فعاليت استفاده مي
كنند. به اين صورت كه وزن هر فعاليت از تقسيم هزينه آن بر هزينه كل پروژه
بدست مي آيد. حال مي خواهيم وزن هر فعاليت را اختصاص دهيم. يك روش ساده
ولي وقتگير اين است كه براي تك تك فعاليتها وزن بدست آمده را در فيلد
Units وارد كنيد. اما اگر تعداد فعاليتهاي پروژه زياد باشد اين روش بسيار
وقتگير است...
روش پيشنهادي در MSP اين است كه :
يك فيلد محاسباتي ايجاد كنيد كه در آن هزينه هر فعاليت بر هزينه كل پروژه تقسيم گردد.
فعاليتهاي غير گروهي ( No Summary ) را فيلتر كنيد.
يك منبع بنام Weight تعريف كنيد و به تمام فعاليتها اختصاص دهيد.
در
نماي Resource Usage فيلد Assignment Units را اضافه كنيد. اين فيلد مقدار
100٪ و يا 1 را نشان مي دهد. چون يك واحد منبع Weight به هر فعاليت اختصاص
داده ايد.
مقادير فيلد محاسباتي را كه قبلا ايجاد كرده ايد كپي كرده و داخل فيلد Assignment Units بريزيد.
فيلد
(%) Work Complete را اضافه كرده و درصد پيشرفت را وارد كنيد. به اين
ترتيب درصد پيشرفت وزن داده شده پروژه بر حسب هزينه بدست مي آيد.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:1  توسط محمد یزدانی
|
هدف اين نوشتار، بررسي
چگونگي ايجاد و پياده سازي يك «برنامهي پروژه» با يك رويكرد شش
مرحلهاي است. اين رويكرد ششمرحلهاي، مسيري را پيش روي مديران
پروژه قرار ميدهد تا براساس آن بتوانند مانند، يك مدير پروژه ،
سطوح بالاي سازماني، عمل و تمام ابزار لازم را در زمان اجراي
پروژه كنترل كنند.
مديريت پروژه[1] موفق منوط به بهره جستن از تكنيكهاي
برنامهريزي به منظور تعريف و تبيين دقيق اهداف پروژه است تا از اين طريق
مديريت اثربخش يك پروژه را امكانپذير نمود . در اين راستا ، ساختار شكست
كار[2] مبنايي براي تعريف كار در ارتباط با اهداف پروژه ايجاد كرده و
ساختاري براي مديريت و تكميل فعاليتهاي پروژه فراهم مينمايد .
اين مقاله ترجمه بخشهايي گزيده شده از كتاب" Practice Standard for Work Breakdown Structures"
استادارد عملي براي ساختارهاي شكست كار
است كه از سوي انجمن مديريت پروژه آمريكا به عنوان استانداردي عملي براي
ساختارهاي شكست كار ، تدوين و به جامعه جهاني مديريت پروژه عرضه گرديده
است .
بنابر آنچه در مقدمه اين استاندارد ذكر گرديده است ، هدف
اوليه استاندارد عملي انجمن مديريت پروژه براي ساختارهاي شكست كار ، فراهم
نمودن بستري مشترك جهت درك مفاهيم و مزاياي ساختارهاي شكست كار و همچنين
ارائه استانداردي كاربردي در اين زمينه به عنوان يكي از ابزارهاي اساسي
مديريت پروژه ميباشد .
مدیریت زنجیره تامین SCMچیست ؟ مدیریت زنجیره تامین تلفیقی است از هنر و
علم که در جهت بهبود دسترسی به مواد اولیه , ساخت محصولات و یا خدمات و انتقال آن
به مشتری بکار میرود .
در زیر پنج بخش اصلی مدیریت زنجیره تامین می آید :
1 – برنامهریزی – این بخش استراتژیک مدیریت زنجیره تامین میباشد
. مدیریت منابعی که جهت برآوردن نیاز مشتری برای محصول و یا سرویس شما استفاده
میشوند . نیاز به برنامه ریزی استراتژیک میباشد . بخش عمده برنامه ریزی , پیاده
سازی مجموعه مقیاسهایی است برای نظارت بر زنجیره تامین بطوریکه , بهینه و مقرون
بصرفه بوده , کیفیت و ارزش مورد نظر مشتری را تامین کند .
2 – منابع – تامین
کنندگانی را که محصولات و خدمات مورد مصرف برای ساخت محصولات و خدمات شما را در
اختیارتان قرار میدهند انتخاب کنید . روندهای قیمت گذاری , تحویل و پرداخت به این
تامین کنندگان را مشخص کرده , مجموعه ای از مقیاسهای نظارت و بهینه سازی ارتباط با
آنان را فراهم آورید . سپس روندهای مدیریت انبار شامل دریافت مرسولات , بازبینی
وانتقال محصولات و خدمات را به خط تولید خود به علاوه نحوه اختیار دادن پرداخت به
تامین کننده را مشخص کنید .
3 – تولید –
فعالیتهای لازم جهت تولید کنترل کیفی , بسته بندی و آماده سازی جهت ارسال مرسوله
را برنامه ریزی کنید . سطح کیفیت , خروجی تولید و بهره برداری کارگران و کارمندان
را اندازه گیری کنید .
4 – ارسال – این بخش
اکثرا" تدارکات نامیده میشود در این بخش شما باید دریافت سفارشات مشتریان را
هماهنگ کنید , شبکه ای از انبارهای کالا آماده کنید و روشهای حمل کالا به مشتری و
پرداخت را انتخاب کنید .
5 – ارجاع – بخش
اشکالات زنجیره تامین شبکه ای را برای مرجوع ساختن کالاهای معیوب و تولید از طرف
مشتریان فراهم آورید .
روش هاي قطعي برنامه ريزي شبكه اي شامل روش مسير بحراني (CPM) و
همچنين شبكه هاي پيش نيازي (PN) مي باشند كه تعديلي بر روش مسير
بحراني به حساب مي آيد. در اين دو روش مدت زمان مورد نياز براي انجام
فعاليت ها قطعي فرض مي گردند. تفاوت ميان دو روش فوق در وجود تنوع در
روابط وابستگي ميان فعاليت ها در روش شبكه هاي پيش نيازي مي باشد.
روش هاي مختلف برنامه ريزي شبكه :
روش هاي احتمالي برنامه ريزي شبكه اي :
روش هاي احتمالي برنامه ريزي شبكه شامل دو روش پرت (PERT) و گرت
(GERT) مي باشند. در روش هاي فوق زمان و يا تركيب انجام فعاليت ها
احتمالي بوده و داراي قطعيت نمي باشد. روش پرت در خصوص آن دسته از فعاليت
ها كاربرد دارد كه مدت زمان لازم براي انجام آنها قطعي نمي باشد در صورتي
كه در روش گرت ، تركيب انجام فعاليت ها احتمالي بوده وفاقد قاطعيت مي
باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 8:29  توسط محمد یزدانی
|
يك سازمان عبارتست از مجموعه هائي كه داراي محدوده كاري متنوع و توزيع شده باشند و تحقق ماموريت از پيش تعريف شده اي را دنبال نمايند. در اين صورت سازمان شامل منابع متعددي نظير نيروي انساني، تشكيلات مرتبط و فناوري است كه ميبايست اين امور را هماهنگ كرده و اطلاعات مشترك جهت تحقق ماموريت هاي مشترك را منتشر نمايد. زكمن، "معماري سازمانی " را بصورت زير تعريف نموده است:
مجموعه اي از ارائه هاي توصيفي (مدل ها) در ارتباط با تشريح يك سازمان چندان كه بتواند منطبق بر نيازمندي هاي مديريت (كيفيت)، توليد شده باشد و در دوره حيات مفيدش قابل نگهداشت باشد(تغييركند).
لزوم معماري سازماني را ميتوان در ظهور سازمانهاي بزرگ، نياز به طراحي و توسعة سيستمهاي اطلاعاتي پيچيده، ظهور سيستمهاي اطلاعاتي با منظورهاي خاص و اهميت انعطاف پذيري سازمانها در برابر فشارهاي بيروني نظير تغيير كسب و كار، تغيير مأموريتها و ساختارهاي سازماني و تغييرات سريع فناوري ارزيابي كرد.
تعريف معماري سازماني در طول سالهاي اخير دچار تغيير و تكامل شده است. قانون دولت الكترونيك امريكا در سال 2002 معناي معماري سازماني را اينگونه تشريح مي كند:
میتوان گفت یکی از کاربردهای اکسل در محاسبات آماری هست ، من میخواهم انجام رگرسیون به وسیله این نرم افزار را در این مقاله که براحتی میتوان انجام داد را شرح دهم.
در رگرسیون ما بدنبال رابطه ای بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل هستیم ،این رابطه ممکن است از نوع خطی یا غیر خطی باشد.تابعی که ارتباط بین متغیرهای مستقل ووابسته ر بیان میکند به تابع رگرسیون موسوم است.
شرح:
برای انجام رگرسیون بوسیله اکسل ابتدا ، داده های متغیر مستقل را در یک ستون و در سمت راست آن ستون داده های متغیر وابسته را وارد میکنیم ،داده ها را انتخاب کرده و
سپس از منوی insert chart ،چارت از نوع scatter را انتخاب میکنیم ، وچارت مورد نظر را رسم میکنیم.
در نمودار اگر بر روی نقاط کلیک کنیم به شکلی که کلیه نقاط درون نمودار انتخاب شوند ،با کلیک راست کردن در این حالت گزینه add trendline را انتخاب میکنیم تا پنجره format trendline ظاهر شود ،
1) در این پنجره در ابتدا در قسمت trend/regression type نوع رگرسیون را انتخاب کنبد ،
Exponential : رگرسیونی است که در تابع تخمین رگرسیون از یک تابع ex استفاده شده است.
Linear: رگرسیون خطی (مدلی است که بیشتر در مطالب درسی آموزش داده میشود )
Logarithmic: رگرسیونی است که در تابع تخمین رگرسیون از یک تابع log x استفاده شده است
Polynomial: رگرسیونی است که در تابع تخمین رگرسیون از یک تابع چند جمله ای درجه n ام x استفاده شده است.که n را در گزینه period وارد نمایید.
Power: رگرسیونی است که در تابع تخمین رگرسیون از یک تابع توانی x استفاده شده است.
Moving average: این گزینه متفاوت با بقیه گزینه هاست ،برای محاسبه سری های زمانی و متغیرهایی که سری زمانی هستند از این گزینه استفاده می شود.
2) یکی از کاربردهای رگرسیون پیش بینی است ، به وسیله اکسل ما میتوانیم با توجه به یک روند گذشته و یا آینده آن روند را پیش بینی نماییم. در پنجره forecast با انتخاب forward آینده وگزینه Backward گذشته را پیش بینی میکنیم.
3) در نهایت هم برای دیدن فرمول رگرسیون علاوه بر نمودار آن گزینه display equation on chart را انتخاب نمایید وdisplay r-squared value on chart میزان تطبیق نمودار پیش بینی را با اطلاعات واقعی نشان میدهد.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 13:20  توسط محمد یزدانی
|
این وبلاگ جهت فعالیتهای صورت گرفته و تجربیات در زمینه مدیریت پروژه در شرکتهای خودرو سازی ایجاد گردیده تلفن: 09394756022 Email:my26389@yahoo.com مدیریت سایت مهندسی صنایع(مدیریت پروژه) مهندس محمد یزدانی آماده همکاری با شرکتها -موسسات و اموزش خصوصی مدیریت پروژه توسط نرم افزار p3